تبلیغات
روانپزشکی

برای تماس و فرستادن مستقیم ایمیل به اینجانب به قسمت تماس با ما مراجعه بفرمایید
و برای  بحث
 آنلاین  به ادامه مطلب بروید


تماس با ما


تاریخ : دوشنبه 17 آذر 1393 | 02:07 ب.ظ | نویسنده : دکتر گلشنی | نظرات
شناخت‌درمانی یعنی شناخت خطاهای فکری، عقاید و باورهای غیرمنطقی و غیرمعقول که اولین گام در تغییر این افکار شناخت آنهاست. امروزه بسیاری از افراد در سیر تفکر خود به دلیل عدم آشنایی با اصول تفکر منطقی و صحیح، ناخواسته دچار خطای شناختی می‌شوند. عدم اطلاع از خطاهای شناختی بسیار خطرناک است. شاید بسیاری از گرفتاری‌های مردم ما به دلیل آلوده بودن افکار آنها به این نوع خطاها باشد. به نظر می‌رسد افسردگی، بی‌قراری، رقابت‌های ناصحیح، خشونت، پرخاشگری و بسیاری از رفتارهای غیرعادی ما بی‌ارتباط با خطاهای شناختی نباشند. انسان‌هایی که تفکر غیرمنطقی دارند و یا خطاهای شناختی در افکارشان هویداست، در بسیاری از موارد اطلاع چندانی از این خطاها ندارند.


تاریخ : دوشنبه 7 تیر 1395 | 11:40 ق.ظ | نویسنده : دکتر گلشنی | نظرات
باجگیری عاطفی شکل بسیار موثری از تسلط بر دیگران است که در آن نزدیکان تهدیدمان می کنند در صورت بی توجهی به خواسته هایشان ما را تنبیه خواهند کرد. این باج گیران خوب می دانند که رابطه با آنها تا چه اندازه برایمان اهمیت دارد. از آسیب پذیری ما و از عمیق ترین رازهایمان آگاهند. این افراد می توانند والدینمان باشند یا همسرمان، رئیس و یا همکارانمان، و یادوستان و دلدادگانمان. آنان با وجود علاقه ای که به ما دارند، از این روش استفاده می کنند تا پاداش لازم را کسب نمایند یعنی اطاعت و تسلیم ما.

آیا نزدیکان شما:

  • تهدیدتان می کنند اگر آنچه از شما می خواهند انجام ندهید، زندگی تان را دشوار می کنند؟
  • بی وقفه تهدیدتان می کنند که اگر مطابق میلشان رفتار نکنید، رابطه شان را با شما قطع می کنند؟
  • مستقیم و یا غیر مستقیم به شما می گویند که اگر به آنها توجهی نکنید، به خودشان آسیب می رسانند و یا دچار افسردگی می شوند؟
  • هر چقدر هم که به آنها بدهید، همیشه بیشتر و بیشتر می خواهند؟
  • مرتبا فرض می کنندکه شما تسلیمشان خواهید شد؟
  • هرگز به احساسات و خواسته های شما توجهی نمی کنند؟
  • وعده های فریبنده می دهند و هرگز به آنها عمل نمی کنند؟
  • هر زمانی مطابق میلشان رفتار نمی کنید شما را خودخواه، بد، طماع و بی توجه می خوانند؟
  • هر زمان که از آنها اطاعت می کنید تحسینتان می کنندو هر زمان که نمی کنید، حرف هایشان را پس می گیرند؟
  • از پول به شکل اسلحه ای برای رسیدن به خواسته هایشان استفاده می کنند؟

اگر به سوالات فوق جواب مثبت داده اید، بدانید که در دام باج گیری عاطفی افتاده اید. ما به شما کمک می کنی که با ایجاد یک رشته تغییرات بتوانید موقعیت خود را بهبود بخشید و احساس بهتری پیدا کنید.



تاریخ : دوشنبه 7 تیر 1395 | 11:21 ق.ظ | نویسنده : دکتر گلشنی | نظرات


تاریخ : دوشنبه 7 تیر 1395 | 10:49 ق.ظ | نویسنده : دکتر گلشنی | نظرات


تاریخ : دوشنبه 7 تیر 1395 | 10:08 ق.ظ | نویسنده : دکتر گلشنی | نظرات
  • ریشه پیدایش مت آمفتامین ، به بوته کوچکی به نام افدرا برمی گردد.
  • بیش از 5000 سال چینی ها ساقه آنرا خشک کرده می جوشاندند و چایی بنام ماهوانگ درست میکردند. تا احساس خوشی و انرژی به آنها دست دهد.
  • در اواخر دهه 1800  دانشمندان ، افدرین ماده ی موثر ماهوانگ را جدا کردند.
  • درسال 1887 یک دانشمند آلمانی توانست ماده مصنوعی « آمفتامین » را که خواصی شبیه افدرا داشت را بسازد ولی به جهت اینکه هیچ مصرف دارویی نداشت بایگانی شد.
  • اولین بار مت آمفتامین در سال 1893 در کشور ژاپن از ماده ای بنام افدرین ساخته شد.
  • درسال 1927 یک محقق آمریکایی بنام «گورون آلز » به امکان استفاده بعنوان ماده شیمیایی جایگزین افدرین پی برد.

     در جنگ جهانی دوم مورد استفاده اعضای ارتش آلمان از بالاترین تا پائین ترین رده قرار گرفت و بصورت شکلات برای افزایش هوشیاری بین خلبانان نیروی هوایی توزیع شد . بطوری که پزشک اختصاصی ادلف هیتلر از سال 1942 تا زمان مرگ برای جلوگیری از افسردگی و رفع خستگی روزانه میزان مشخصی مت، به هیتلر تزریق      می کرد و احتمال می دهند بیماری پارکینسون  وی در سالهای آخر زندگی بواسطه مصرف این ماده بوده است.

    در دهه 1950 تا 1960 پزشکان این دارو را مکرر تجویز می نمودند و مصرف دارویی مت در آمریکا برای درمان بی خوابی ، پارکینسون ، الکلیسم و چاقی مفرط تجویز    می شد.   



تاریخ : پنجشنبه 30 اردیبهشت 1395 | 05:01 ب.ظ | نویسنده : دکتر گلشنی | نظرات

-       اگر اعتماد به نفس کمی دارید و نمی توانید در جمع صحبت کنید

-       اگر در روابط بیم فردی خود مشکل دارید

 

با ما در کارگاه آموزشی

·     مهارت های جرأت ورزی (ابراز وجود) و مهارتهای ارتباطی

شرکت کنید

 

زمان: پنجشنبه 27/3/95 و 3/4/95 ساعت 17 الی 20(6ساعت)

مکان: 22 بهمن، میدان 17 شهریور، خیابان گلناز، کلینیک مادر، طبقه چهارم

هزینه شرکت در کارگاه: پنجاه هزار تومان

برای ثبت نام با شماره 09180543981 تماس بگیرید



تاریخ : پنجشنبه 30 اردیبهشت 1395 | 04:28 ب.ظ | نویسنده : دکتر گلشنی | نظرات

نام کتاب: جزء از کل

نویسنده: استیو تولتز

مترجم: پیمان خاکسار









تاریخ : جمعه 6 شهریور 1394 | 10:28 ق.ظ | نویسنده : دکتر گلشنی | نظرات
کارگاه مهارت های ارتباطی، جرات ورزی، حل مسئله

مدرسین: پانته آ بازغی (روانشناس) ، دکتر صنوبر گلشنی (روانپزشک)

زمان: 12 و 19 شهریور 94 ساعت 16 الی 19 (کارگاه 6 ساعته)

مکان: 22 بهمن، میدان 17 شهریور، خیابان گلناز، کلینیک مادر، طبقه چهارم

هزینه ثبت نام: 40 هزار تومان

برای ثبت نام با 09180543981 تماس بگیرید


تاریخ : جمعه 23 مرداد 1394 | 10:29 ق.ظ | نویسنده : دکتر گلشنی | نظرات
من یک بیمار روانی هستم.
بله، منظورم خودم است؛ دکتر سید وحید شریعت، روان‌پزشک و استادیار دانشگاه علوم پزشکی ایران!
چند سالی هم هست که دارم دارو مصرف می‌کنم و شکر خدا الان بهترم؛ وگرنه که نمی‌توانستم این­ها را برای­تان بنویسم...
چرا دارید این‌طوری نگاهم می‌کنید؟ مگر چه اشکالی دارد؟
چرا باید از گفتن این مسأله خجالت بکشم؟
مگر داشتن یک بیماری روانی با داشتن فشارخون یا دیابت فرقی می‌کند؟ در هر دوی آن­ها فقط برخی تغییرات شیمیایی در بدن اتفاق افتاده که باعث بیماری شده است. در بیماری روانی، این تغییرات در مغز ما اتفاق می‌افتد و برخی از مواد ناقل شیمیایی در مغزمان کم و زیاد می‌شوند ولی در دیابت، این تغییرات در لوزالمعده رخ می‌دهد و نتیجه‌اش در خون منعکس می‌شود. شما تا حالا کسی را دیده‌اید که از داشتن میگرن یا آپاندیسیت شرمگین باشد یا بخواهد بیماری خودش را پنهان کند، یواشکی دکتر برود یا نخواهد اسم واقعی خودش را هنگام مراجعه به دکتر بگوید؟ پس چرا از شنیدن این که فردی بیماری روانی دارد، یکه می‌خورید و انتظار دارید که مثل بسیاری از افراد، بیماری خود را پنهان کند؟ مگر خودش خواسته که بیمار شود یا خطایی از او سرزده که به این بیماری دچار شده؟ اگر این‌طور نیست، پس چرا وقتی به بیماری روانی دچار می‌شویم سعی می‌کنیم که کسی از قضیه بو نبرد و حتی نزدیک‌ترین اقوام هم از آن خبردار نشوند؟ گاهی این مسأله آنقدر برای­مان حساس می‌شود که حتی حاضریم بیماری و مشکل خود را پنهان کنیم یا اصلاً از خیر دوا و دکتر هم بگذریم ولی از «خطر» این که کسی بفهمد ما مشکلی داریم دور شویم و از «انگ» بیماری روانی محفوظ بمانیم! شاید از این نگران باشیم که از این پس، جور دیگری به ما نگاه شود یا از ما بترسند، به ما اعتماد نکنند، بگویند شخصیت ضعیفی داشته‌ایم، دیوانه خطاب­مان کنند، نتوانیم ازدواج کنیم، از محل کار اخراج‌مان کنند و صد جور بدبختی دیگر برای­مان پیش بیاید، فقط برای این که قضیه لو رفته که ما نوعی بیماری روانی داریم. همه­ی این­ها آواری است به نام انگ بیماری که روی سر بیماران خراب می‌شود و دردی بر دردهای خودشان و خانواده‌شان می‌افزاید. ولی مسأله این­جا است که بیشتر بیماران روانی، نه خطرناک هستند، نه احمق و خنده‌دار، نه غیرقابل اعتماد و دیوانه، نه ازکارافتاده و لاابالی؛ به­خصوص با انجام درمان، درصد قابل‌توجهی از بیماران به طور کامل یا تقریباً کامل به وضعیت عادی خود برمی‌گردند.
اگرچه اغلب اوقات، این به معنی عدم نیاز به ادامه­ی درمان و «ریشه‌کن شدن» بیماری نیست؛ همان‌طور که فرد مبتلا به دیابت یا فشارخون با درمان، بیماری خود را «کنترل» می‌کند و باید مدت‌ها درمان‌های خود را ادامه دهد. مهم این است که درمان بیماری می‌تواند تا حد زیادی از عوارض بیماری درمان‌نشده بکاهد و ما را به زندگی عادی روزانه­ی خود برگرداند؛ 
هم­چنان که بیماری من را کنترل کرده و می‌توانم با پسرم بازی کنم، به دانشجویانم درس بدهم و به بیمارانم کمک کنم. من زندگی را دوست دارم.
(نوشته­ دکتر سید وحید شریعت. منبع: هفته‌نامه‌ سلامت) 
(نقل از هفت ه­نامه­ سلامت، شماره­ ۲۹۰، تاریخ ۱۷/۷/۱۳۸۹.)

تاریخ : جمعه 2 مرداد 1394 | 11:10 ق.ظ | نویسنده : دکتر گلشنی | نظرات


تاریخ : سه شنبه 16 تیر 1394 | 05:43 ب.ظ | نویسنده : دکتر گلشنی | نظرات
كارن هورنای ( روانشناس) چنین می گوید كه كودك در پاسخ به شرایط نامساعد خانوادگی و در محیطی كه عشق و محبت كافی دریافت نمی كند و گاه حتی مورد بدرفتاری هم قرار می گیرد با سه استراتژی مواجه است 
اولی moving toward  یا مهر طلب: در این حال كودك سعی می كند برای رهایی از موقعیت سختی كه در ان درگیر است به بچه خوب مامان و بابا بدل شود و كاری نكند كه خشم انها را برانگیخته كند این به قیمّت دست كشیدن از خود واقعی اش تمام می شود او سعی می كند به هر قیمت والدین را راضی نگه دارد 
دومی moving against اینها بچه های برتری طلبی می شوند كه والدین جرّأت نمی كنند به انها نزدیك شوند بچه های شری كه بقیه از دستشان عاجزند 
سومی moving away یا گوشه گیری. كودك در این حال به كنج عزلت خود پناه برده و عطای ارتباط را به لقای ان می بخشد 
این سه رفتار راههای گریز از موقعیت دشوارند و چون اصالت ندارند حالتی اجباری و خودكار پیدا می كنند بدل به باید می شوند و وقتی فردی یكی از این راهها را یه عنوان راه قالب كنار آمدن با دنیا برمی گزیند ان دو راه دیگر هم به شكل كمرنگ در فضای روانی او وجود دارند و در واقع سركوب می شوند مثلا شما خصومت سركوب شده شدیدی را در فرد مهر طلب می بینید كه گاه در شرایط خاصی فوران می كند


تاریخ : سه شنبه 29 اردیبهشت 1394 | 08:54 ب.ظ | نویسنده : دکتر گلشنی | نظرات

روانشناس ها مدام در مطب خود با افرادی روبرو می شوند که با تعجب می پرسند: «چرا با همه تلاش و از خودگذشتگی که نسبت به دیگران نشان می دهم هیچکس مرا درک نمی کند. چرا تنهایم می گذارند و نادیده می گیرند؟»

ادعای این گروه از افراد دور از واقعیت نیست. آنها هر چه انرژی و توان دارند مدام صرف دیگران می کنند. اما نوع ناخوشایندی از واقعیت در پایان این نوع محبت های یکجانبه نصیب شان می شود.

افرادی که مدام مشغول سرویس دادن به دیگران هستند از یک الگوی ثابت رفتاری استفاده می کنند که در یک دوره از زندگی، برای شان مفیدترین راهکار برای پذیرش شان در جمع و دستیابی به توجه و احترام بوده است. از دید روانکاوانه، نمی توانیم انکار کنیم افرادی که از خود مایه می گذرند در اصل و اساس، نیت اعمال شان برای دستیابی به یک نیاز عاطفی و شخصی است. آنها می خواهند هویتی دوست داشتنی و مثبت برای شخص خودشان بیافرینند. آنها در نهایت، توقعِ نوعی پاداش را در ضمیر خود می پرورانند.

این عمل مشخص، ریشه اش در نوعی از حافظه درازمدت انسانها ذخیره شده است. وقتی ما دوچرخه سواری را یاد می گیریم آن را به « حافظه آموخته های عملی» می سپاریم که تقریبا برای همیشه به یاد خواهیم داشت. افرادی که مدام مشغول محبت به دیگران هستند در حقیقت مشغول تکرار واکنشی هستند که خیلی قدیم ترها در محوطه « حافظه آموخته ها» ثبت کرده اند.

مثال مشخص این واقعه را در رفتار نوزادان می توان مشاهده کرد. آنها به اشکال مختلف تجربی و غریزی پی می برند که در ازای لبخند دوست داشتنی شان، از سرویس و محبت اضافه مادر و اطرافیان برخوردار خواهند شد. این واکنش ِ پاداش دهنده اگر به هر دلیلی در دوره های سنی دیگر ادامه یابد نوزادان فوق، الگوی آن را به صورت « حافظه آموخته های عملی» بر هویت ثابت خود افزایند.

افرادی که با وجود تلاش زیادشان برای کمک، محبت و سرویس به دیگران و بویژه با وجود تجربیات تلخ متمادی، دوباره در زندگی مرتکب آن می شوند در حقیقت مشغول تکرار یکی از الگوهای حافظه آموخته های عملی به صورت کمابیش خودکار هستند.

این افراد باید به این نتیجه مشخص برسند که رفتارشان و محبت  افراطی تکراری شان به دیگران، شاید در یک دوره مشخص زندگی استراتژی خوبی بوده است ولی در سنین بعد یا شرایط مختلف راهگشای نیازهای عاطفی و اجتماعی شان نیست.

این افراد در ضمن خوب است بدانند که دلیل دور شدن دیگران فقط در خودخواهی آنها نیست. خیلی ها قدرت پاسخگویی به اندازه توجه و محبتی که دریافت می کنند را ندارند و مدام در اضطراب برابرسازی  محبت به سر می برند. بعضی ها اصلا الگوی رفتاری و بده بستان عاطفی شان برای ماندگاری در یک رابطه فرق دارد. بعضی افراد به خاطر گناه ناشی از گرفتن سرویسی که قادر به جواب نیستند رابطه را ترک می کنند. بیشتر از همه دلیل به هم خوردن رابطه ها، توقع سرکوب شدهِ  فردِ از خودگذشته است که در یکی از لحظات نامناسب، طلبکارانه بروز می کند و تصویر آشکارتری از نیت اعمال شان را بروز می دهد …



تاریخ : یکشنبه 27 اردیبهشت 1394 | 09:13 ق.ظ | نویسنده : دکتر گلشنی | نظرات

اگر تعداد زیادی میکروب وارد بدن ما شود، تب می کنیم. تب، یک مکانیسم دفاعی جسمی است و غیرارادی و ناآگاهانه، باعث کشته شدن تعداد زیادی از میکروب ها می شود و به این ترتیب تا حدود زیادی در برابر از پا افتادن در اثر بیماری از ما محافظت می کند. آیا بدن ما مکانیسم دفاعی خاصی در برابر انواع استرس های روانی نیز دارد؟

همه ما در معرض انواع فشار های روانی، اضطراب ها و هیجان ها قرار داریم. برخلاف آنچه تصور می کنیم، منابع این فشارها، اضطراب ها و هیجان ها، همیشه شرایط بیرونی نیستند و در بسیاری از موارد آنها از درون خودمان ریشه می گیرند. جالب است بدانیم بدن ما به یک سیستم دفاعی روانی درست مشابه سیستم دفاعی جسمانی مجهز است. این سیستم شامل برخی مکانیسم های دفاعی روانی و شیوه هایی می شود که افراد به شکلی ناخودآگاه (یعنی بدون اینکه خودشان متوجه باشند،) در برابر رویدادهای اضطراب آور زندگی به کار می گیرند تا از خود در برابر آسیب های روانی ناشی از این اضطراب ها محافظت و دید خوبی که به خود دارند (احترام به خود)، حفظ کنند.

اندیشه به کار گرفتن اعمال دفاعی روانی، برای اولین بار در سال ۱۸۹۴ و به وسیله «زیگموند فروید» مطرح شد. به اعتقاد وی مکانیسم های دفاعی باعث کنار زدن افکار متناقض از حیطه آگاهی می شوند. در واقع، استفاده از مکانیسم های دفاعی، نشانه نوعی سازگاری است که افراد برای جلوگیری از کاهش احترام به خود و رویارویی با افزایش اضطراب به آنها متوسل می شوند. مکانیسم های دفاعی، شکلی از رفتار بهنجار هستند، مشروط بر اینکه در کاربرد آنها زیاده روی نشود زیرا زیاده روی و تکرار مداوم آنها، باعث می شود به عادت تبدیل شوند. افراد با به کار بردن مکانیسم های دفاعی، مسایل و مشکلات خود را حل نمی کنند، بلکه فقط به تحریف آنها و در واقع تحریف واقعیت می پردازند. می توان گفت همه ما انسان ها گاهی واقعا به کناره گیری موقت از واقعیت نیاز داریم تا به این ترتیب از خود در برابر آسیب حاصل از واقعیت های دردناکی که در زندگی همه ما وجود دارند، محافظت کنیم. مشکل، زیاده روی در به کارگیری این مکانیسم هاست که منجر به کناره گیری دایم از واقعیت یا ابتلا به بیماری روانی می شود.

مکانیسم های دفاعی را می توان به ۲ دسته تقسیم کرد؛ دسته اول آنهایی هستند که باعث ایجاد سازگاری و سلامت روانی در فرد می شوند.دسته دوم، مکانیسم هایی هستند که در درازمدت اختلالات خفیف روانی ایجاد می کنند و به کارگیری آنها به شکل مداوم و طولانی، گاهی به اختلالات شدید روانی یا روان پریشی می انجامد. برای روشن تر شدن موضوع، به مرور چند نمونه از این مکانیسم ها که بیشتر از سایر مکانیسم ها مورد استفاده قرار می گیرند، می پردازیم:


ادامه مطلب
تاریخ : یکشنبه 23 فروردین 1394 | 05:27 ب.ظ | نویسنده : دکتر گلشنی | نظرات

انسان موجودی اجتماعی است و با ایجاد ارتباط با دیگران در مسیر یك زندگی موفق گام بر می دارد. راز موفقیت انسان در گرو ارتباط خوب و سالم است . رابطه خوب زن و شوهر موجب آرامش در زندگی می شود . ارتباط خوب و صمیمی با همسایه ، اقوام و خویشاوندان ، همكاران و ... موجب برقراری و تحكیم دوستی ها و مودت و همكاری می گردد.

در سایه برقراری ارتباط است كه شخص به اختلالات رفتاری و اشكالات خود در برخورد با دیگران پی برده و سعی در تصحیح رفتار و گفتار خود می نماید.

نحوه ارتباط هر شخص با دیگران بسته به جایگاه اجتماعی،خصوصیات رفتاری ، شرایط محیطی و سن شخص و ... متفاوت بوده و با آگاهی و شناخت در نحوه برخورد و در نظر گرفتن شرایط افراد می توان به یك ارتباط خوب و منطقی دست یافت.

برخی از روشهای غلط مرسوم در ایجاد ارتباط : 

1- پرخاشگری :

پرخاشگر كسی است كه بخواهد با هیجان خشم  و ایجاد رعب و وحشت رفتار دیگران را كنترل كند و آنها را به فرمانبرداری و تمكین خواسته هایش وادار كند . نگاه پرخاشگرانه و غضب ، رفتار و گفتار توهین آمیز ، زورگویی و تحكم از نشانه های رفتاری این افراد است . این رفتار اثر بخش نیست و ماندگاری ندارد . بعنوان مثال معلمی را در نظر بگیرید كه با رفتار پرخاشگرانه  و خشم شاگردانش را به سكوت دركلاس وادار كند . تا معلم در كلاس است بچه ها ظاهراً آرام  و ساكت نشسته انداما به محض خارج شدن معلم از كلاس ...!

2- افراد منفعل :

بر خلاف افراد پرخاشگر ، افراد منفعل از موضع ضعف سعی در ایجاد ارتباط با سایرین دارند . با تلاش در جهت بر طرف كردن اشكالات در رابطه ها ، هر رفتاری قابل تغییر است و حركات انفعالی نیز از این قاعده مستثنی نیست . رفتار منفعلانه نیز در ایجاد ارتباط با دیگران ناكارآمد است و عموماً افراد منفعل ارتباط اجتماعی موفقی ندارند . مثلاً باز هم معلمی را در نظر بگیرید كه با عجز و التماس از شاگردانش كه كلاس را روی سرشان گذاشته اند خواهش كند كه نظم را رعایت كنند .

3 – كم رویی :

بسیاری كم رویی را در ایجاد ارتباط  با دیگران با حجب و حیا اشتباه می گیرند،در صورتیكه این باور اجتماعی بسیار نادرست است  چرا كه حجب وحیا در افراد ارادی و بسیار با ارزش است و نشان از شخصیت برجسته و والای فرد محجوب دارد . اما در نقطه مقابل كم رویی  غیر ارادی و فاقد ارزش است . افراد كم رو در مواجهه با دیگران و ایجاد ارتباط ضعیف و در بسیاری از موارد منزوی هستند.

نشانه های یك رابطه خوب :

باورها و نگرش ها ، رفتارهای ما را تعیین می كنند و ارتباط مؤثر با دیگران در گرو  باورهای صحیح  و شیوه نگرش منطقی و رفتار ما در برخورد با عوامل و رخدادهای روزمره در كنار گفتار و كردار منطقی و عاطفی تواًم با انصاف و عدالت است .

هدف اصلی ایجاد رابطه ، انتقال پیام به مخاطب است . نحوه انتقال این پیام به دیگران با هر مضمونی كه باشد(ایجاد رابطه دوستی،روابط كاری ، بررسی و رفع مشكلات مشترك و ...) نیازمند همه مواردی است كه ذكر كردیم تا یك رابطه خوب شكل بگیرد.

عوامل مؤثر در انتقال یك پیام متناسب ، مفید و ماندگار :

1- پیدا كردن صفات مثبت در مخاطب :

همه مخاطبین ما تاًیید و تكریم را دوست دارند و انسان ذاتأ تحقیر گریز وتكذیب ستیز است . بدین معنا كه در ایجاد رابطه نقاط مثبت مخاطبین را مد نظر قرارداده و به آنها نیز این نقاط مثبتشان را تاًكید كنیم . یادآوری نقاط ضعف مخاطبین رشته ایجاد رابطه را از هم می گسلد.

2- تناسب پیام با مخاطبین و در نظر داشتن موقعیت :

نحوه ایجاد رابطه یك مدیر با كارمندانش و یك مربی مهدكودك با بچه ها كاملأ با هم متفاوت هستند . در نظر گرفتن جایگاه مخاطبین و موقعیت و شرایط آنها در زمان های مختلف بسیار حائز اهمیت است . 


ادامه مطلب
تاریخ : جمعه 21 فروردین 1394 | 09:15 ق.ظ | نویسنده : دکتر گلشنی | نظرات


تاریخ : شنبه 1 فروردین 1394 | 05:20 ب.ظ | نویسنده : دکتر گلشنی | نظرات
تعداد کل صفحات : 6 :: 1 2 3 4 5 6
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By omid abbasi 09360075509 :.